z a h i m . i r
خانواده

«اگر حرفم رو گوش ندی، به جشن تولدم دعوتت نمی‌کنم!» یا «اگه شیرینی‌ات رو بهم ندی، با تو توی پروژه شریک نمی‌شم!» این نوع تهدیدها از جمله تاکتیک‌هایی است که بسیاری از کودکان مدرسه‌ای برای حل تعارضات به کار می‌برند 😊. اغلب والدین و معلمان فکر می‌کنند این جملات بی‌ضررند، اما واقعیت پیچیده‌تر است.

فاصله‌ای کوتاه هست بین جملاتی که بچه‌ها به هم می‌گویند و حرف‌هایی که از بزرگ‌ترها می‌شنوند؛ مثلاً از «پدر بهتره تو رو سر وقت به مدرسه برسونه یا مادرت ازش ناراحت می‌شه» تا «اگر اسباب‌بازی رو ندی، دیگه بهترین دوستم نیستی!»؛ هر دوی این‌ها نشانه‌هایی از رفتارهای آزاردهنده و bullying هستند 👀.

کودکان عادت دارند رفتارهای مشاهده‌شده در خانه را تقلید کنند. bullying نه تنها برای کودکی که مورد آزار قرار می‌گیرد پیامدهای منفی دارد، بلکه برای شخص آزارگر هم عواقب درازمدتی مثل افزایش احتمال افسردگی در نوجوانی، رفتارهای تهاجمی و نقض قوانین، مصرف مواد و هم‌نشینی با همسالان پرخطر را به همراه می‌آورد ⚠️.

خبر خوب این است که والدین می‌توانند روش‌های حل اختلاف خود را تغییر دهند و به فرزندان‌شان روش‌های سالم‌تر و مثبت‌تری برای تعامل با دیگران نشان دهند 🤝.

بخش بزرگی از رفتار کودکان حول دو هدف می‌چرخد: گرفتن یا انجام دادن آنچه می‌خواهند و اجتناب از آنچه دوست ندارند. چیزهایی مثل محبت، تحسین، اسباب‌بازی‌های جذاب، خوراکی‌های خوشمزه، بازی و وقت‌گذرانی با خانواده و دوستان خواسته‌های رایج کودکان‌اند. در مقابل، کارهای خسته‌کننده یا استرس‌زا مثل مرتب کردن، انجام تکالیف یا آماده شدن برای خواب اغلب ناخوشایند هستند.

وقتی کسی می‌خواهد دیگران کاری را انجام دهند، می‌تواند از تاکتیک‌های مثبت مثل تشویق مستقیم، پاداش و قدردانی استفاده کند یا از تاکتیک‌های منفی مثل تهدید، دستکاری و اعمال فشار. بعضی روش‌ها—مثل لطفاً گفتن و تشکر کردن—موثرتر و قابل‌قبول‌تر از تکرار، التماس یا فریادزدن‌اند. کودکان از رفتار بزرگ‌ترها که قدرت بیشتری روی آن‌ها دارند، می‌آموزند کدام روش‌ها مؤثر و قابل قبول‌اند.

مطالعات کلاسیک مانند Bobo Doll Study نشان داده‌اند که مشاهده رفتارهای خشن بزرگ‌ترها می‌تواند رفتار تهاجمی را در کودکان افزایش دهد. تحقیقاتی هم نشان می‌دهد کودکانی که از اوایل زندگی در معرض خشونت خانگی بوده‌اند، در بزرگسالی بیشتر احتمال دارد که هم قربانی و هم مرتکب خشونت در روابط عاطفی شوند؛ به‌ویژه مواجهه در سال‌های پیش‌دبستانی تأثیر بالاتری دارد، بنابراین دوران کودکی زودهنگام زمان حساسی برای الگوپذیری است.

علاوه بر رفتارهای فیزیکی، تاکتیک‌های ظریف‌تری مثل دستکاری، تهدید و طرد اجتماعی هم مهم‌اند. اگر کودکان مرتب بشنوند «اگه این کار رو نکنی، اون چیز رو از دست می‌دی» یا «اگه حرفم رو گوش نکنی، کاری می‌کنم»، یاد می‌گیرند تهدیدها راهی پذیرفته‌شده برای وادار کردن دیگران است. حتی رفتارهایی مانند انتقاد دائم از همسر یا دادن silent treatment، کاهش ارزش فرد مقابل و سرزنش را طبیعی جلوه می‌دهد؛ عباراتی مثل «مامان خیلی نامرتبه» یا «بابا تنبله، همیشه مامان باید همه کارها رو انجام بده» الگوهایی به‌همراه می‌آورند که بچه‌ها بعدها در روابط اجتماعی‌شان همان‌ها را به کار می‌گیرند. واژه‌هایی مانند freezing out، canceling یا ghosting هم در میان نوجوانان تبدیل به استراتژی‌های قابل استفاده می‌شود.

اما سوی دیگرِ سکه وجود دارد: اگر نمایشِ پرخاشگری و بی‌احترامی مضر است، نمایشِ احترام، مهربانی و همدلی چقدر می‌تواند مفید باشد؟ پاسخ مثبت است 🧡. والدینی که از یکدیگر درخواست‌هایی مودبانه و محترمانه دارند، همدیگر را تشویق و تحسین می‌کنند و به‌صورت تیمی عمل می‌کنند، الگوهای سالمی برای فرزندان‌شان می‌سازند و این الگوها نتایج مثبتی در بلندمدت دارند.

وقتی والدین با هم تیم می‌شوند و نقاط قوت هم را جلوی فرزندان می‌پذیرند—مثلاً یکی صبور و همدل است و دیگری جدی و قاطع—می‌توانند موقعیت‌ها را به شکلی سازنده مدیریت کنند. مثلاً مادر با تشویق و گرما برنامه صبح را پیش می‌برد و پدر مسئول اجرای قاعده‌های خواب است؛ بعد در حضور بچه‌ها از همدیگر قدردانی می‌کنند: «مرسی که صبح مارو سر وقت آماده کردی!» و «خوشحالم که بابا نظم خونه رو حفظ می‌کنه!» این نوع احترامِ آشکار و هماهنگی، شیوه‌ای سالم برای پیشبرد اهداف شخصی با کمک رابطه است.

کودکانی که یاد می‌گیرند با مهربانی و احترام خواسته‌هایشان را دنبال کنند، کمتر احتمال دارد که به آزارگری متوسل شوند و بهتر می‌توانند در برابر bullies مقاومت کنند یا از موقعیت‌های آزاردهنده فاصله بگیرند. مهربانی درونی می‌شود و به کودک قدرت می‌دهد تا از رفتارهای منفی دوری کند 💪.

والدین الگوهای رفتاری را به فرزندان می‌دهند: آن‌ها نه تنها تعیین می‌کنند کارها چطور انجام شود، بلکه می‌توانند نشان دهند انسان‌ها چگونه باید با هم رفتار کنند و چگونه می‌توان کارهای سخت را با حس خوب انجام داد. کلید کار، نمایش مداوم مهربانی، همکاری و قدردانی است—هرچه زودتر در رشد کودک آغاز شود، تأثیرش پایدارتر خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق فکری این سایت متعلق به zahim بوده و هرگونه کپی برداری اگر به کارت میاد نوش جونت