z a h i m . i r
خانواده

فرهنگ عمومی اغلب پدرانی را که با فرزندان‌شان زندگی نمی‌کنند بدنام می‌کند؛ از برنامه‌های واقع‌نمای تلویزیونی تا هجمه‌های تیک‌تاک، این پدران گاهی «deadbeat dads» تصور می‌شوند. اما واقعیت خیلی متفاوت است. 👨‍👧‍👦

به‌عنوان پژوهشگری که روی پدران غیرساکن (nonresident fathers) مطالعه می‌کند، من بارها ارزش حضور و نقش عاطفی این مردان در زندگی کودکان را دیده‌ام و می‌دانم که آن‌ها چقدر برای ایفای نقش پدری‌شان اهمیت قائل‌اند.

چند سال پیش در چارچوب یک پروژه بزرگ فدرالی با پدرانی که در برنامه‌های پدری ثبت‌نام کرده بودند، با دشواری‌های این مردان برای برقراری یا بازسازی ارتباط با فرزندان‌شان آشنا شدم. یکی از آن مردان که از سر تا پا خالکوبی داشت، می‌خواست با بچه‌هایش ارتباط برقرار کند اما نمی‌دانست از کجا شروع کند.

وقتی فهمید دختر هشت‌ساله‌اش مورد زورگویی قرار گرفته و دیگر دوست ندارد به مدرسه برود، چیزی در او جرقه زد؛ قول داد هر روز او را به مدرسه ببرد و از مدرسه برگرداند تا دیگر بچه‌ها بدانند دختری دارد که دوستش دارد و از او محافظت می‌کند. او هنوز کل مبلغ child support را پرداخت نمی‌توانست، اما می‌توانست «آن‌جا باشد» برای فرزندش. ❤️

پدران به دلایل مختلفی با فرزندان‌شان زندگی نمی‌کنند: جدایی والدین، incarceration یا از دست دادن حضانت. با این حال پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پدران درگیر و فعال حتی وقتی غیرساکن باشند، نقش مهمی در رشد عاطفی و روان‌شناختی کودکان دارند و ارتباط‌هایی برقرار می‌کنند که گاهی حتی برای اعضای خانواده یا دیگر بزرگسالان قابل‌دیدن نیست.

اگرچه احتمال nonresident بودن پدران Black و Hispanic بیشتر است، اما این گروه‌ها نسبت به nonresident پدران سفیدپوست (White) بیشتر احتمال دارد که فرزندان‌شان را ببینند. هرچه جامعه بهتر اهمیت نقش پدران غیرساکن را بشناسد، حمایت از مشارکت آن‌ها بهتر می‌شود و در نتیجه کودک بیشتر بهره‌مند خواهد شد.

پدران غیرساکن چه کسانی هستند؟ تحقیقات نشان می‌دهد nonresident fathers معمولاً جوان‌تر، از قشرهای Black یا Hispanic، فاقد تحصیلات دانشگاهی، و به سختی توان پرداخت هزینه‌های زندگی و تعهدات child support را دارند. از میان 76.7 میلیون والد در آمریکا در 2021، بیش از 9.7 میلیون با فرزندان‌شان زندگی نمی‌کردند که 75 درصد آن‌ها پدران بودند.

اکثر nonresident fathers (81%) مردان رنگین‌پوست هستند و بیشتر آن‌ها (72%) حداکثر مدرک دیپلم یا GED دارند. بیش از دو سوم‌شان زیر 34 سال هستند؛ یعنی اکثر این پدران در شرایط اقتصادی نامطلوبی قرار دارند.

یک شبیه‌سازی با معیارهای مدرن child support نشان داد اگر این پدران تعهدات رسمی child support را کامل پرداخت کنند، بسیاری از آن‌ها قادر به تأمین مالیاتی و هزینه‌های پایه مثل غذا، پوشاک، مسکن و حمل‌ونقل نخواهند بود. با این وجود، Black و Hispanic nonresident fathers بیشتر احتمال دارد فرزندان‌شان را ببینند که نشان می‌دهد سکونت مشترک الزاماً شرط مشارکت پدری نیست.

البته محدودیت در سرمایه انسانی اغلب nonresident fathers و احتمال حمایت از چند کودک در خانواده‌های مختلف، باعث می‌شود تقسیم مساوی زمان و پول بین همه فرزندان دشوار شود.

چه چیزی پدران را بیشتر درگیر می‌کند؟ زندگی نکردن کنار فرزند، موانع واضحی برای حفظ ارتباط ایجاد می‌کند؛ اما تماس مکرر و معنادار فرصت‌هایی برای ایفای نقش‌هایی مثل معلم، مشاور، هم‌بازی و ناظم فراهم می‌کند. nonresident fathers اغلب تلاش می‌کنند در زمان‌های محدود دیدار، بیشترین فعالیت ممکن را جا بدهند.

پژوهش‌های ما نشان داده که در کمیت و کیفیت مشارکت پدران غیرساکن تنوع زیادی وجود دارد. میزان و کیفیت درگیری پدران به عوامل متعددی بستگی دارد که همیشه هم با هم هم‌راستا نیستند: intentionality of birth، prenatal involvement، نژاد و قومیت، کیفیت رابطه والدین، repartner شدن مادران، و پرداخت یا عدم‌پرداخت child support.

اینکه کودک برنامه‌ریزی‌شده بوده یا نه، با میزان درگیری پدر ارتباط قوی دارد؛ میل پدر به پدر شدن بر تعهد او برای مراقبت و ماندن در زندگی کودک تأثیر می‌گذارد. اما intentionality تنها عامل نیست؛ کیفیت رابطه زوج‌ها هم نقش کلیدی دارد.

یک مطالعه روی نوزادان Mexican American نشان داد که تمایل مادر به داشتن فرزند، نه لزوماً تمایل پدر، با مشارکت بیشتر پدر (مثلاً در مراقبت) مرتبط بوده است. اما وقتی زوج‌ها در مورد خواستن بچه توافق نداشتند، پدران زمانی بیشتر درگیر می‌شدند که از رابطه با شریک‌شان راضی بودند.

شواهدی هست که پدرانی که در دوره بارداری کمتر درگیرند (prenatal involvement)، احتمال ترک خانواده در آن‌ها بیشتر است. دوره prenatal زمانی است که مردان شروع به تصور خودشان به‌عنوان پدر و برنامه‌ریزی برای فرزند آینده می‌کنند. ما دریافته‌ایم پدران کم‌درآمدی که در فعالیت‌های prenatal شرکت داشتند (مثلاً کلاس‌های بارداری یا دیدن sonogram)، احتمال بیشتر داشته که تا پنج‌سالگی فرزندشان در زندگی او حضور داشته باشند، چرا که رابطه‌شان با شریک زندگی قوی‌تر شده بود (مثلاً از هم‌زیستی به ازدواج منتقل شده بودند).

تحقیقات درباره تناوب تماس نشان می‌دهد برخی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و روان‌شناختی، از جمله ethnicity یا race، تماس را تسهیل یا مانع می‌شوند. یک مطالعه ملی نشان داد که کودکان نوپا Black معمولاً تماس‌های مکررتری با nonresident fathers خود دارند نسبت به کودکان White.

وقتی همه در یک مسیر قرار دارند، یافتن فرصت برای وقت‌گذرانی با کودکان آسان‌تر است؛ اما در شرایط دیگر، روابط پرتنش میان والدین غیرحضانت‌دار و دیگران مشکلاتی ایجاد می‌کند. nonresident fathers که رابطه رمانتیک خود را با مادران فرزندان‌شان حفظ می‌کنند، احتمال بیشتری دارد درگیر باشند.

داشتن یک رابطه مثبت با مادر—چه رمانتیک و چه غیررمانتیک—پیش‌بینی‌کننده مهمی است از میزان زمانی که به پدران غیرساکن اجازه داده می‌شود با فرزندان‌شان درگیر باشند. رابطه خوب اغلب همراه نوعی حمایت اقتصادی هم هست.

توانایی پرداخت child support یکی از منابع مهم اختلاف میان والدین است که می‌تواند تماس پدر و کودک را کاهش دهد. پدرانی که بدهی child support دارند، نسبت به کسانی که بدهی ندارند کم‌تر احتمال دارد که با فرزندان‌شان تماس داشته باشند یا در زندگی آن‌ها دخالت کنند. البته علیت ممکن است معکوس باشد؛ کیفیت پایین رابطه با مادر بخش زیادی از ارتباط بین بدهی‌های بالا و تماس کم پدر–کودک را توضیح می‌دهد، و هم کیفیت پایین رابطه و هم سلامت روان نامطلوب پدر، دلیل کاهش حمایت‌های غیررسمی از سوی nonresident fathers است.

در نهایت، repartner شدن مادران نشانهٔ قوی‌ای از تغییر در درگیری است. مطالعات اخیر که عمدتاً روی nonresident fathers هرگز ازدواج‌نکرده تمرکز دارند، نشان می‌دهد احتمال تماس کودکان با پدران غیرساکن کم‌تر است وقتی مادران repartner می‌شوند. با این حال نقش repartner شدن به نظر می‌رسد که به ethnicity پدران بستگی دارد؛ مثلاً مادران Latino تغییرات ساختار خانواده کمتری گزارش می‌کنند نسبت به مادران Black.

درگیری nonresident fathers به رشد کودکان کمک می‌کند. این پدران به‌خاطر اینکه کودکان‌شان احتمالاً در فقر زندگی می‌کنند، بخش زیادی از سیاست‌گذاری عمومی درباره خانواده‌ها را شکل داده‌اند و تمرکز سیاست‌گذاری معمولاً روی حمایت‌های مالی است. اما عشق و حمایت عاطفی nonresident fathers به همان اندازه حمایت اقتصادی اهمیت دارد. 💙

در برخی ایالت‌ها پدران غیرساکن حق visitation دارند، اما این حقوق به عوامل مختلفی بستگی دارد و همیشه اعطا نمی‌شود. به‌طور کلی، ما visitation و engagement را به‌عنوان کاری که پدر و کودک هنگام تماس انجام می‌دهند تعریف می‌کنیم و responsibility را به میزانی که پدران مسئولیت برآورده‌کردن نیازهای پایه کودکان را می‌پذیرند اطلاق می‌کنیم.

اگرچه پژوهش در مورد تأثیر nonresident fathers بر رفاه کودکان نسبت به پژوهش درباره پدران ساکن محدودتر است، شواهد قوی وجود دارد که همه پدران، از جمله nonresident، نقش مهم و پایداری در رشد کودکان دارند. یک نکتهٔ محوری این است: ممکن است با کودکی عمیقاً درگیر و متعهد بود حتی اگر در یک خانه زندگی نکنید؛ سکونت فیزیکی شرط لازم برای مشارکت نیست.

بررسی میزان زمان، کیفیت زمان صرف‌شده و راه‌های متعدد درگیری به پژوهشگران کمک می‌کند بفهمند پدران چگونه در زندگی فرزندان‌شان تفاوت ایجاد می‌کنند. صرف وقت در فعالیت‌های لذت‌بخش با کودکان—از بازی‌های اجتماعی تا همراهی در خرید و انجام کارهای روزمره—به پدران امکان می‌دهد فرزندان را بهتر بشناسند و ارتباط واقعی بسازند؛ این فعالیت‌ها هم رشد شناختی و هم مهارت‌های اجتماعی و اجرایی (executive function) کودکان را تقویت می‌کنند. 😊

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق فکری این سایت متعلق به zahim بوده و هرگونه کپی برداری اگر به کارت میاد نوش جونت